تبلیغات
mazhabi - ریحانه
 
mazhabi
صلی الله علیك یا ابا عبدالله
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : navid
ریحانه
بانوى اسلام از دیدگاه سلیمان كتانى اندیشمند مسیحى :
دربـــاره ‏ى شخصیت ممتاز زهراى اطهر (ع) ، گفتارها و نوشتارها و اظهارنظر ها، چه از دوست و چه از دشمن- به ویژه دشمن دانا و با انصاف - بسیار فراوان است. در جهان اندیشه و علم و پژوهش، وجود ذیجود فاطمه (ع)، محور برخورد آراء و افكار گوناگون گردیده و میدان‏هاى گسترده‏اى را براى قلم‏فرسایى ‏هاى پرشور ایجاد كرده است.
هم‏ اكنون كه نگارنده، مشغول تنظیم این بخش از گفتارهاى كتاب حاضر است ، دهها كتاب مختلف ، از نویسندگــان و متفكران اطـراف و اكناف جهان را پیش روى خود دارد ، كه در فصل فصل هر كدام از این كتب و رسالات، شخصیت و زندگى پربار و افتخارآمیز آن حضرت ، از ابـعـاد مختلف مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است. از آنجا كه نقل و بررسى مجموع آن گفته‏ ها و نوشته ‏ها ، در این مجال اندك به هیچ وجــه مـمـكن و میسر نیست ، ناگزیر سعى مى ‏شود كه در این فصل كتاب ، برخى از نقطه‏ نظر هاى چند تن از انبوه نویسندگان و متفكران مختلف، به اختصار نقل و بازگویى شود. با این امید كه خوانندگان این نوشتار، تنها با مختصرى از بازتاب عظمت روح و شموخ مقام علمى و معنوى و مـذهبى آن بــانوى بزرگ اسلام ، در جهان تحقیق و نگارش آشنا شوند و انعكاس نیمرخ آن چهره ‏ى درخشان را در آئینه ‏ى كتاب ها و رسالات نظاره كنند.
در ایـن بــخــش ، نــخــسـت قسمتى از آراى دانشمندان غـیـر اسلامى بــازگــو مى ‏شود و سپس آرا و نظرات مشاهیر صاحب نظران اسـلامى منعكس مى ‏گردد.
نخست از یك نویسنده و شاعر و ادیب مسیحى بــه نـــام «سلیمان كتانى» كه داراى تألیفات مشهور و موفقى در چهره ‏نگارى شخصیت هاى اسلامى است ، مطلب را آغاز مى‏ كنیم.
براى آشنایى با وى لازم به تذكر است كه : چند سال قبل ، كتابخانه ‏ى عربى اسلامى در نجف اشرف، مسابقه ‏اى در میان عموم نویسندگـان عرب ترتیب داد ، تا درباره ‏ى شخصیت والا و ممتاز مولاى متقیان على بن ابیطالب (ع) قلمفرسایى كنند.
در آن مسابقه ، نویسنده ‏ى چیره ‏دست لبنانى و ادیب و شاعر صاحب انصاف نصرانى ، آقاى سلیمان كتانى ، بــا نــوشتـن كتابى تحت عنوان «الإمام عـلـى نبراس و متراس» شركت جست. پس از بررسى تمام كتب و آثار شركت داده شده در مسابقه ، كـتـاب سلـیـمـان كتانى مـقــام نخست را به دست آورد و نویسنده مزبور برنده ‏ى جایزه ‏ى اول شد.
بار دوم ، همان كتابخانه ، نگارش كتابى را در مورد شخصیت درخشان بانوى بزرگ اسلام، فاطمه زهرا (ع) به مسابقه گذاشت و نویسندگان و محققان و شخصیت‏ هاى علمى و ادبى متعددى در این مسابقه شركت جستند. این بار نیز نویسنده ‏ى مسیحى نامبرده بــا نـوشـتــن كتابى تحت عنوان «فاطمة الزهرا ، وترٌ فى غمدٍ» (فاطمه زهرا ، زهى در نیام) مقام نخست را به خود اختصاص داد و برنده‏ى جایزه شد.
گرچه در این گزینش ‏ها، در مرحله‏ ى اول احتمال تشویق كردن یك فرد مسیحى كه در عالم مسایل اسلامى به تحقیق و نگارش پرداخته است بى‏ وجه نیست. و بــاز گــرچــه همین امر ، در صورتى كه نوشته‏ هاى شركت‏ كنندگان در مسابقه در سطح مساوى و برابر قرار داشته باشند ، خود مى ‏تواند مجوز برنده شدن یك فرد مسیحى در مسابقه باشد ، ولى با مطالعه‏ ى كتاب مزبور روشن مىشود كه این حد اطلاعات و آگاهى و این شور و حماسه قابل تحسین است كه یك فرد بیگانه و خارج از اسلام ، آنچنان از غناى فرهنگى و ادبى و احساسى و عـاطـفـى ســرشار باشد كه در مورد یك شخصیت اسلامى كتاب بنویسد و در جمع نویسندگان مسلمان شركت جـویـد و عـرض وجــود كند و تا حدود زیادى هم به حقیقت مطلب برسد. لذا اگر كتاب او حائز مقام اول و برنده ‏ى جایزه مى ‏گردد ، جاى حرفى و بحثى نیست ، چــرا كــه شخصیت زهرا اطهر (ع) یك شخصیت جهانى و الهى است كه عموم مردم در مورد او حق اظهار نظر و قلمفرسایى دارند ، و سخن دوست را ، از هــر زبـــان و قلمى كه انسان بشنود و بخواند ، زیبا و پسندیده است و مصداق «الفضل ما شهدت به الأعداء» خواهد بود.
امروزه كه شخصیت جمیله بوپاشاها ، ایندیرا گاندى‏ ها، فلورانس ‏ها ، الیزابت ‏ها و بنت‏ الهدى ‏ها و نظایر آن در سطح وسیعى از جـهــان مورد تجزیه و تحلیل قرار مى ‏گیرد ، آیا جا ندارد كه شخصیت فوق‏ العاده والاى این بانوى بزرگ اسلامى در عرصه‏ى جهانى مورد معرفى و شناسایى قرار گیرد ؟
نـویـسـنده ‏ى مورد بحث ، درباره ‏ى شخصیت زهرا ، شعر و حماس به كار مى‏ برد ، سمفونى احساساتش اوج مى ‏گیرد و بـهـتـریـن شـورهـا و عواطف شاعرانه را نثار او مى ‏كند ...

او در آغاز كتابش مى‏ نویسد :

«فاطمه ‏ى زهرا (ع) مقامى والاتر از آن دارد كه سندهاى تاریخى و روایتى به سوى او اشاره كنند و گرامى ‏تر از آن است كه شرح حال گونه ‏هـا به جانب وى راهنما باشند. فاطمه (علیهاالسلام) را همین چهارچوب كافى است كه : وى دختر محمد (ص) و همسر على (ع) و مادر حسن و حسین (ع) و بزرگ بانوى جهان است.» (1)
و در پایان كتابش مى ‏گوید : «فاطمه ، اى دخت مصطفى ! اى روشن‏ترین چهره ‏اى كه زمین را بر روى دو كتف خود بلند كرد ، تــو جــز دو نـوبــت براى زمین لبخند نزدى : یك بار در سیماى پدر ، آن دم كه در بستر آرمیده بود و تو را مژده ‏ى قرب وصل مى‏ داد لبخند زدى ؛ و لبخندى دیــگــر ، بدان هنگام گرداگرد لبان تو مى‏ گردید كه جان بر لب داشتى و واپسین دم خویش را فرو فرستادى ... تو همیشه با محبت زیست كردى ، تـو با پاكى و پاكدامنى زیستى ، براى پاكیزه ‏ترین مادرى كه دو ریحانه زادى و پروردى و بر قامت آن دو جامه ‏اى از خز بخشندگى پوشاندى ...
تو زمین را همراه با لبخندى استهزاآمیز رهـا كردى و به ابدیت پیوستى ، اى دختر پیامبر ! اى همسر على! اى مادر حسن و حسین و اى بزرگ بانوى بانوان همه جهانها و اعصار» (2)
و باز در جاى دیگر مى ‏نویسد : «قهرمانى نیرویى نیست كه مستند به تن و بازو باشد ، یا مستند به تــاج و تخت ، بلكه قهرمانى چیزى اسـت كه منطق عقل ، رشد و فهم را به كار گیرد ، آنگاه هدف ‏ها را تعیین كند و برنامه را ترسیم نماید ؛ و قهرمانى زهرا ، چیزى جــز این معنى بزرگ نبود. از این رو از هر چه عامل روشنایى دیگران مى ‏شد بهره گرفت ، بى آنكه بازوان ناتوان و نزار و پهلوهاى لاغر و نحیف وى در ایـن خواست از مؤثر باشد.» (3)

1ـ كتاب «فاطمة الزهراء وترٌ فى غمد»، پیشگفتار، ص 3.

2ـ ص 205 ترجمه‏ى همان كتاب.
3ـ ص 211 همان ترجمه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : navid
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


فال حافظ